صوت وحی

صوت آنلاین

صوت آنلاین

نصر من الله و فتح قریب...
یا حبیبی یا الله
اللهم صل علی محمد وآل محمد

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رویکردفلسفی به قرآن
#1
 ))فاطر)) از ماده ((فطور)) در اصل به معنى شكافتن است ، و از آنجا كه آفرينش موجودات همانند شكافته شدن ظلمت عدم ، و بيرون آمدن نور هستى است ، اين تعبير در مورد خلقت و آفرينش به كار مى رود، مخصوصا با توجه به علوم روز كه مى گويد مجموعه عالم هستى در آغاز توده واحدى بوده كه تدريجا شكافته شده ، و بخشهائى از آن جدا گرديده ، اطلاق كلمه ((فاطر)) بر ذات پاك خداوند مفهوم تازه تر و روشنترى به خود مى گيرد. <4>

آرى او را به خاطر خالقيتش حمد و سپاس مى گوئيم ، چرا كه هر چه هست از ناحيه اوست و هيچكس جز او چيزى از خود ندارد.
و از آنجا كه تدبير اين عالم از سوى پروردگار - به حكم اينكه عالم ، عالم اسباب است - بر عهده فرشتگان گذارده شده ، بلافاصله از آفرينش آنها و قدرتهاى عظيمى كه پروردگار در اختيارشان گذارده سخن مى گويد.
))خداوندى كه فرشتگان را رسولانى قرار داد كه داراى بالهاى دو گانه و سه گانه
و چهار گانه اند)) (جاعل الملائكة رسلا اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع ).
سپس مى افزايد: خداوند هر چه بخواهد در آفرينش مى افزايد چرا كه او بر هر چيزى قادر و توانا است (يزيد فى الخلق ما يشاء ان الله على كل شى ء قدير (
در اينجا سه سؤ ال مطرح است نخست اينكه رسالت ملائكه و فرشتگان كه در آيه فوق آمده در چه چيز است ؟ آيا رسالت تشريعى است ؟، يعنى همان پيام آوردن از سوى خدا براى انبيا، يا رسالت تكوينى است ؟ يعنى به عهده گرفتن ماموريتهاى مختلف در جهان آفرينش ، چنانكه در بحث نكات به آن اشاره خواهد شد، و يا هر دو جهت است ؟
با توجه به اينكه در جمله قبل سخن از آفرينش آسمانها و زمين بود، و در جمله مورد بحث سخن از بالهاى متعدد فرشتگان است كه نشانه هاى قدرت آنهاست ، و نيز با توجه به اينكه عنوان رسالت را براى همه فرشتگان قائل شده (توجه داشته باشيد كه الملائكه جمعى است كه با الف و لام همراه است و معنى عموم مى دهد ) چنين به نظر مى رسد كه رسالت در اينجا در معنى وسيع و گسترده اى به كار رفته كه هم ((رسالت تشريعى )) را شامل مى شود و هم ((رسالت تكوينى )) را.
اطلاق رسالت بر ((رسالت تشريعى )) و آوردن پيام وحى به انبياء در قرآن فراوان است ، ولى اطلاق آن بر ((رسالت تكوينى )) نيز كم نيست .
در آيه 21 سوره يونس مى خوانيم : ان ارسلنا يكتبون ما تمكرون : ((رسولان ما (فرشتگان ما) مكرهاى شما را مى نويسند((.
و در آيه 61 انعام ميخوانيم : حتى اذا جاء احدكم الموت توفته رسلنا: ((تا زمانى كه مرگ يكى از شما فرا رسد رسولان ما قبض روح او مى كنند((
در آيه 31 سوره عنكبوت در مورد فرشتگانى كه مامور در هم كوبيدن سرزمين قوم لوط بودند آمده است : و لما جائت رسلنا ابراهيم بالبشرى قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين : ((هنگامى كه رسولان ما نزد ابراهيم آمدند گفتند ما اهل اين آبادى را هلاك خواهيم كرد چرا كه مردمى ستمگرند.((
در آيات ديگر قرآن نيز مى بينيم ماموريتهاى مختلفى بر عهده فرشتگان گذاشته شده كه رسالتهاى آنها محسوب مى شود بنا بر اين رسالت مفهوم وسيعى دارد.
 

ديگر اينكه منظور از بالهاى فرشتگان آن هم بالهاى دو گانه و سه گانه و چهار گانه چيست ؟

بعيد نيست منظور از بال و پر در اينجا قدرت جولان و توانائى بر فعاليت بوده باشد كه بعضى از آنها نسبت به بعضى برتر و داراى توانائى بيشترند.

و لذا براى آنها سلسله مراتب در بالها قائل شده كه بعضى داراى چهار بال (مثنى - دو دو) و بعضى داراى شش بال و بعضى داراى هشت بالند.

((اجنحه )) جمع ((جناح )) (بر وزن جمال ) به معنى بال پرندگان است كه همانند دست براى انسان مى باشد، و از آنجا كه بال وسيله نقل و انتقال پرندگان و حركت و فعاليت آنها است گاهى اين كلمه در فارسى يا در عربى به عنوان كنايه از وسيله حركت و اعمال قدرت و توانائى به كار مى رود، مثلا گفته ميشود فلان كس بال و پرش سوخته شد كنايه از اينكه نيروى حركت و توانائى از او سلب گرديد، يا فلان كس را زير بال و پر خود گرفت ، يا انسان بايد با دو بال علم و عمل پرواز كند، و امثال اين تعبيرات كه همگى بيانگر معنى كنائى اين كلمه است .

در موارد ديگر نيز تعبيراتى مانند ((عرش )) و ((كرسى )) و ((لوح )) و ((قلم )) ديده مى شود كه معمولا توجه به مفاهيم معنوى آنها است نه جسم مادى آن .

البته بدون قرينه نمى توان الفاظ قرآنى را بر غير معانى ظاهرى آنها حمل كرد، اما در آنجا كه پاى قرائن روشن در كار است مشكلى ايجاد نمى شود.

در بعضى از روايات آمده است : ((جبرئيل (پيك وحى خداوند) ششصد بال دارد! و هنگامى كه با اين حالت پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را ملاقات كرد ما بين زمين و آسمان را پر كرده بود((

يا اينكه ((خداوند فرشتهاى دارد كه ما بين نرمى گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسيله پرنده اى (تيز پرواز) است ((

يا اينكه در نهج البلاغه هنگامى كه سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در ميان است ، مى فرمايد:

و منهم الثابتة فى الارضين السفلى اقدامهم ، و المارقة من السماء العليا اعناقهم ، و الخارجة من الاقطار اركانهم ، و المناسبة لقوائم العرش ‍ اكتافهم :

))بعضى از فرشتگان چنان عظمت دارند كه پاهايشان در طبقات پائين زمين ثابت است و گردنشان از آسمان برين برتر، اركان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و شانه هايشان براى حمل عرش پروردگار متناسب است ((

پيدا است كه اين گونه تعبيرات را بر جنبه هاى جسمانى مادى نمى توان حمل كرد، بلكه بيانگر عظمت معنوى و ابعاد قدرت آنها است .
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان